همسفر

این وبلاگ برای همراه شدن با شما تا رسیدن به قله های موفقیت ایجاد شده است.

 
ساعت ۸:۱۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸٩  

اسپری تاخیری لارگو_Inverma

19,000 تومان

اسپری بیحسی ویاگرا(1250000)

24,000 تومان

کرم لارگو (افزایش حجم و سایز آلت تناسلی)

32,200 تومان

عطر 2i2 s--y محرک مردانه

9,500 تومان

شارک پاور کرم : مخصوص مردان

32,000 تومان

عطر 2i2 s--y محرک زنانه

9,500 تومان

قطره اسپانیش فلای - مخصوص بانوان

29,500 تومان

کرم ژل فورت

22,000 تومان

کرم لارگو (افزایش حجم و سایز آلت )largo

33,500 تومان

شارک پاور-افزایش حجم وسایز آلت

32,000 تومان

اسپری تاخیری سوپر دوز 125000

22,000 تومان

اسپری تاخیری ویاگرا - اسپری بیحسی ویاگرا

25,000 تومان

روغن مورچه نگین طلا اصل با مجوز بهداشت

8,500 تومان

تست ایدز-اچ آی وی-HIV

14,000 تومان

شارک پاور-شارک پاور قرمز رنگ-shark power

35,000 تومان

میز تیبل میت اورجینالTable Mate

27,000 تومان

دمپایی افزایش قد اورجینال

69,000 تومان

کرم تاخیری 7 رنگ ویاگرا-فول

22,000 تومان

نچرال ولت:natural wealth-قرص افزایش قد

210,000 تومان

لاجر باکس _افزایش دهنده طول آلت

78,000 تومان

 
یادگیری یک زبان دیگر
ساعت ٩:٤٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ خرداد ۱۳۸٩  

سلام دوستان

به یادگیری یک زبان دیگر فکر کرده اید ؟

 یا به یک آموزشگاه رفته و بعد اونو رها کردین ؟

در هرصورت باید یاد بگیریم که تا میتونیم تلاش کنیم و زحمت بکشیم .

پس با هم شروع میکنیم .

از امشب و از پایه

 فکر کنم با هم کار کنیم زودتر جواب میگیریم

انشاالله در آینده نزدیک یه سایت یا شایدهم یه وبلاگ برا همین کار راه اندازی کنم اما متفاوت حتما اونو ببینید.

دوستتون دارم  

 


 
باز آمدم
ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ خرداد ۱۳۸٩  

سلام

دوباره آپ شدم تا با هم به موفقیت برسیم .

از غیبتم عذر می خوام.

آرزومند موفقیت همه


کلمات کلیدی: آرزو
 
عشق همیشه بهار من
ساعت ٢:٠٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ مهر ۱۳۸٧  

با نام تو یادم می آید.....من از شکوه هزاران خاطره تورا بیشتر می شناسم

وقتی سفره ی احساسم را پهن می کنم حریص می شوم

بر دیوار تو و تورا از میان هزاران دقیقه فریاد میزنم

تو را جستجو میکنم در نامه های عاشقانه ات

و می سازم تورا آنطور که می خواهم

تو را به آشیانه ام می برم

در عمق جنگلی وحشی احساسم را در کلبه محقر چوبی که چراغش همیشه با دوستی تو روشن است

من کلمه ی عشق نثارت می کنم

وتو باز هم با لبخند به من امید می بخشی

تا باز هم بتوانم بنویسم ..................دوستت دارم

دوستت دارم............................................................................
........


کلمات کلیدی: عاشقانه
 
مرد متولد آبان
ساعت ۱:٥۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ مهر ۱۳۸٧  

مرد متولد آبان را می توان تیز هوش، بااراده، خواستار هدفهای بزرگ و پدری دلسوز و مهربان ذکر کرد. اگر عاشق مردی هستید که در آبان ماه به دنیا آمده است و شما از کلمه هیجان می ترسید، بهتر است که نامزدی خود را با او فورا لغو کنید، زیرا مرد متولد آبان چه در زندگی و چه در کار و حرفه خود مردی با اراده، قوی و نیرومند و مملو از هیجان و بلند پروازی است و روحیات او با آرامش و سکون و بی حالی سازگاری ندارد و مدام در جست و جوی هدف های تازه و ترقی و تعالی دادن کار خود و بالا بردن سطح درآمد و زندگی خود و خانواده است. اگر نامزد متولد آبان ماه شما، ظاهری آرام، ساکت و کم حرف دارد، این دلیل بر آرامش روح و باطن او نیست و در زیر این چهره خونسرد و آرام باطنی گرم و سوزان و اراده ای قوی و پولادین و افکاری بلند و ترقی خواهانه و حسود دارد که چون دیگ می جوشد و نیرو و حرارت تولید می کند. عقل و دانایی و احساس و هیجان هر دو بر رفتار او حکومت دارد و در ارائه هر دوی آنها مهارت و استادی و زیرکی خاص دارد. او بیش از حد باهوش است و به فلسفه و تفکر درباره راز و رمز زندگی و اسرار حیات علاقمند می باشد و بسیاری از اوقات این توانایی و فراست که جواب سئوالات مشکل و دست نیافتنی را پیشاپیش بدهد و با کمک حس ششم درباره نیامدها و ندیده ها پیشگویی نماید.بعضی از مردان متولد آبان ماه دارای این قدرت و استعداد هستند که زندگی مرتاضانه پیشه کنند و با حداقل معیشتی بسازند، در روی حصیر و مقداری غذای کم به زندگی ادامه بدهند و به دلایل روحانی و معنوی دست از مال دنیا بشویند ولی این عده تعدادشان در اقلیت است زیرا اکثر متولدین آبان ماه از لحاظ صورت فلکی خواهان رفاه و آسایش عادی هستند و از اینکه زندگیشان توأم با تجمل باشد احساس امنیت و رضایت خاطر می کنند.اگر شوهر شما متولد آبان ماه است بدانید که کشش و جاذبه ستاره پلوتو در سرنوشت فلکی او به قسمی است که از هیجانات عاشقانه لذت می برد و مردی است قوی و پرجاذبه و پرتمنا که در زن ها ایجاد کشش می کند و شما باید مطلقا موجودی غیر حسود و آرام باشید و این صفت را در وجود او تحمل کنید و به آن خرده نگیرید که هر گونه حسادت و مبارزه ای برای خنثی کردن این کشش و نیروی طبیعی بلا اثر است زیرا روحا از باختن نفرت دارد و چون هدف های بلند پایه را تعقیب می کند، همیشه می کوشد که در عرصه های گوناگون پیروز و برنده نهایی باشد. او روحیه ورزشکاری دارد و به همین جهت کمتر در عرصه کار و زندگی خسته و ناامید جلوه می کند و همیشه با آمادگی و اطمینان و اعتماد به نفس با مشکلات زندگی در کشمکش و نبرد است. او در مقابله با حوادث با مهارت و قدرت بسیار‌، آرمش و متانت خود را حفظ می کند و قیافه و برخوردش با وقایع زندگی خانوادگی و حوادث شغلی توأم با خونسردی و آرامش تمام است، اما در پشت این متانت دنیایی پرجنب و جوش و پر غلیان وجود دارد که ناشی از جاذبه ستاره نیرومند پلوتو است.مواظب باشید که هرگز به شوهر متولد این ماه دروغ نگویید و احساسات او را جریحه دار نکنید و یا برخلاف پرستیز و غرور مردانه او رفتار و گفتاری موهن نداشته باشید زیرا که انتقام و عکس العمل خشمگینانه او بسیار سوزنده و خطرناک است. در میان مردان متولد آبان ماه گل مردان خدا با ایمان که عمر و زندگی خود را وقف خدمت به خلق می کنند و با فداکاری و جانبازی در راه سعادت مردم می کوشند، یافت می شوند که مردانی استثنایی و بزرگوارند و با رهبری به شانه آنها هموار می شود و در نهایت عقل و درایت به وظایف انسانی خود عمل می کنند و موجب خیر و برکت می شوند.شوهر متولد آبان ماه شما مردی است با عزم راسخ که با عقاید و نظریات خویش پای بیدی بسیار دارد و حرف و شایعه و اظهار نظر دیگران در تغییر مسیر تصمیمات او کمتر اثر می کند. نفوذ مادر شوهر و خواهر شوهر در افکار او ناچیز است و شما می توانید مطمئن باشید که نه دوست و نه بستگان افکار اساسی او را نمی توانند تغییر دهند و یا نظریات مهم او را که شخصا به آن ها عقیده و ایمان دارد، تعویض کنند. او در همه جا مردی پا بر جا و با اعتماد به نفس است. شجاعت و استقلال فکر از مشخصات صورت فلکی این ماه است. شوهر متولد آبان ماه شما در برخورد با مشکلات به جای غر زدن، ترسیدن و اظهار گله کردن و عجز کردن، با شجاعت قدم به میدان مبارزه می گذارد و عجیب آنکه همیشه در دل خود بر این عقیده است که پیروزی نهایی از آن او خواهد بود. چنین مردی می تواند سپر و محافظ قابل اطمینانی برای حمایت از خانواده باشد. او با علاقمندی بسیار خواستار کشف راز و رمز هاست و به همین جهت کمتر اتفاق می افتد که شما بتوانید راز و رمزی را از چشم های تیز بین او و یا ذهن کنجکاو و متجسس او پنهان نگه دارید. با این وجود باید بدانید که در عرصه زندگی زناشویی پیش ما و او هیچ رازی سر به مهر باقی نخواهد ماند.طبع او عالی است و به همین جهت دوستان خود را از طبقه با هوش و دانا و با شخصیت انتخاب می کند و دوست دارد که با مردم عالی مقام و ارزنده رفت و آمد داشته باشد. اگر درباره سر و وضع و لباس خود از او سئوال می کنید، مطمئن نباشید که با لحنی تملق آمیز همیشه از زیبایی و تناسب شما تعریف و تحسنی کند. چه بسا که در نهایت صراحت بگوید: « لباست زشت و آرایشی که کرده ای خنده دار است.» اگر دل نازک هستنید، هرگز در این زمینه ها از او نظر خواهی نکنید، اما بهتر نیست کسی که طرف مشورت قرار می گیرد، عقیده صریح و صادقانه خود را ابراز بدارد.وقتی به مسئله حسادت می رسیم،‌ به شما اخطار می کنم که هرگز کاری نکنید که حسادت عاشقانه شوهر متولد آبان خود را تحریک کنید. در معاشرت و مهمانی ها و مراودات خانوادگی رفتار شما بایدچنان باشد که او ذره ای احساس نکند که خدای نکرده به مرد دیگری حتی به اندازه یک سر سوزن توجه دارید. حتی سوء ظن به او کشش و تمایل پیدا کنند، همیشه به خود بقبولانید که او قدرت مقاومت در برابر این تمایلات وسوسه آمیز را خواهد داشت و پیوسته نسبت به عشق شما و خانواده خود مردی وفادار و قابل اطمینان است. ضمنا به یاد داشته باشید که مرد متولد آبان هرگز اجازه نمی دهد که زن در کار او مداخله کند و یا عقاید خود را به او دیکته کند. او مرد است و شما زن و این تفاوت همیشه باید در روابط فیمابین رعایت بشود، اما ضمنا باید بگویم که مرد متولد آبان که زنی فهمیده و دلسوز و مطیع داشته باشد، همیشه در مقابل همسر خود مردی دلسوز، مهربان و ملاحظه کار است . پاسخ خوبی های همسر خود را در نهایت صداقت خواهد داد.در مورد بچه های خود پدری سخت گیر و با جذبه است. کودکان او احساس می کنند که پدری قوی و با اراده دارند که از جزئی ترین سهل انگاری های آن ها نمی تواند چشم پوشی کند و با وسواس و شدت تمام برای تربیت بهتر آنها و جلو گیری از گمراه شدن آنها در کارشان نظارت دارد. بچه های چنین پدری به ندرت بی ارزش و بی بند و بار خواهند شد . در عین حال که فرزندان خود را با نهایت عشق دوست می دارد، ولی مجال لوس شدن نیز به آنها نمی دهد.بچه های چنین مردی درس های آموزنده از پدر خود می گیرند و در زمان بزرگی متوجه خواهند شد که جذبه و سخت گیری های پدر چقدر در تربیت آنها اثرات حیاتی داشته است.


کلمات کلیدی: آبان
 
راهکار هاى تغذیه براى ترک سیگار
ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ مهر ۱۳۸٧  

در حال حاضر سرطان ریه بیشترین میزان کشتار را در میان انواع سرطان ها (بدون در نظر گرفتن سرطان پوست) به خود اختصاص داده است.از آنجایى که تمام افراد درگیر با این بیمارى سیگارى ها هستند، و گرایش جوانان به استعمال دخانیات از روند رو به رشدى برخوردار است، بر آن شدیم تا راهکار هایى را براى ترک سیگار به شما توصیه کنیم، زیرا این استعمال دخانیات نه تنها مضرات فردى را به دنبال خواهد داشت، بلکه اشخاص مرتبط با افراد سیگارى نیز جزء جمعیت در معرض خطر به شمار مى آیند.اگر تصمیم گرفته اید سیگار را ترک کنید از برخى مواد غذایى که ممکن است وابستگى شدید شما را به دود کردن سیگار کاهش دهد، استفاده کنید.
جو دوسر: خوردن جو دوسر و فرآورده هاى آن ممکن است براى ترک سیگار و رهایى از اعتیاد به نیکوتن به شما کمک کند. این ماده غذایى سرشار از فیبر، ویتامین B1 (چیزى که براى آرامش اعصاب و روان ضرورى است) ویتامین E و سایر املاح و مواد معدنى است.در آزمایشاتى که در یک جمعیت ۱۳ نفره در هند انجام گرفته بود، مشاهده شد که ۵ نفر از آنهایى که از جو دوسر استفاده کرده بودند به کلى سیگار را ترک کردند و ۷ نفر تعداد سیگارى که دود مى کردند به نصف کاهش دادند و فقط یک نفر بود که مصرف جو دوسر در او هیچ تغییرى ایجاد نکرد (مقاوم به هر نوع درمان!)نتیجه آزمایش، یافتن عصاره جو دوسر به عنوان یک ماده موثر در ترک اعتیاد به سیگار بود.
اسفناج: اسفناج و برگ چغندر حاوى اسید فولیک، ویتامین C، بتاکاروتن و قند هستند که به دلیل قلیایى کردن محیط بدن در ترک سیگار موثرند. اثر این مواد به این شکل است که میزان ماده اعتیاد آور نیکوتین را در بدن تا مدتى در سطح بالایى نگه مى دارند و در نتیجه نیاز فرد به مصرف نیکوتین را کاهش مى دهند، بنابراین افزایش مصرف مواد غذایى که خاصیت قلیایى ایجاد مى کنند به شخص در ترک سیگار کمک مى کند.
کشمش، انجیر و بادام: این مواد غذایى به راحتى قلیایى بودن بدن را افزایش مى دهند. بنابراین تمایل به سیگار را کم کرده در نتیجه ترک سیگار را راحت تر خواهند کرد. بنابراین اگر جیب هاى خود را از آجیل پر کنید، هر بار که به قصد سیگار دست در جیب مى کنید، کشمش، بادام و انجیر درمى آورید.
آدامس هاى نیکوتین دار: بهتر است یادآور شویم که اگر از آدامس هاى حاوى نیکوتین که مخصوص ترک سیگار هستند، استفاده مى کنید به خاطر داشته باشید تا از مواد اسیدى (موادى که محیط بدن را اسیدى مى کند) که در زیر به آنها اشاره خواهد شد، مصرف نکنید، زیرا خاصیت خنثى کننده خواهند داشت. چنانچه کارشناسان توصیه مى کنند حداقل ۱۵ دقیقه قبل از شروع استفاده از این آدامس ها از خوردن نوشابه (کوکاکولا، قهوه، آب میوه و ماءالشعیر)، گوشت قرمز، تخم مرغ، بادام زمینى و سایر مواد اسیدساز خوددارى کنید.
جوش شیرین: جوش شیرین در واقع یک ماده قلیایى است که قادر به از بین بردن میل به سیگار است و در آزمونى که توسط دکتر «داوتن» انجام شد، این نتیجه به دست آمد که عده اى از سیگارى ها که از جوش شیرین استفاده کرده بودند، پس از پنج هفته و به کلى سیگار را ترک کرده بودند، اما از آنجایى که جوش شیرین ماده اى است که از بین برنده ویتامین ها به خصوص ویتامین B1 در بدن است، بنابراین توصیه نمى شود.
سیر: امروزه سیر اولین نبات درمانى در بین نباتات است که داراى ماده ضدباکترى و مواد فرارگوگرد و سیلیس و ید است. سیر داراى خواص ضدعفونى کننده بى شمار بوده که از عفونت هاى تنفسى و مشکلات احتمالى به شدت جلوگیرى مى کند. مصرف سیر تنها به افرادى که مشکلات گوارشى داشته یا آسپرین مصرف مى کنند و یا از بیمارى هاى پوستى رنج مى برند، توصیه نمى شود و به جاى آن مى توان از پودر سیر استفاده کرد.
عرق شاه تره: عرق شاه تره که در فصل تابستان علاوه بر خواص درمانى نوشیدنى گوارایى محسوب مى شود، مدر بوده و ضد کمبود ویتامین «ث» است (مشکلى که افراد سیگارى به طور قطع با آن روبه رو هستند) اشتها آور است و به تصفیه خون کمک مى کند.
سایر اقدامات:در اینجا بهتر است به ذکر مواردى بپردازیم که خاصیت عکس داشته و تمایل براى کشیدن سیگار را ایجاد مى کنند. مواد غذایى نظیر گوشت که ادرار را بیشتر اسیدى مى کنند، باعث از دست دادن سریع نیکوتین شده و در نتیجه علاقه به مصرف سیگار را در شخص افزایش مى دهند. از این مواد مى توان به گوشت قرمز، سوسیس و کالباس، غذا هاى کنسروى، غذا هاى پخته شده در ماکروویو، الکل، جگر، دل و قلوه، سیرابى، جوانه گندم، عدس، جوجه، تخم مرغ، پنیر، بادام زمینى، مغزگردو و قهوه اشاره کرد. (بنابراین براى ترک سیگار تا اطلاع ثانوى کافه رفتن را تعطیل کنید یا به جاى قهوه، آب معدنى بنوشید!)توتون یک عامل محرک سرطان است و ترک کردن سیگار خود همیشه مهم ترین عامل موثر برى جلوگیرى از سرطان ریه است و نیروى رژیم غذایى ضد سرطان ریه به شما کمک مى کند تا خطرات احتمالى که در طول دوران سیگارى بودن به بدن شما وارد شده است را تعدیل کنید.مهم ترین و موثرترین مواد براى جلوگیرى از سرطان ریه، سبزى هاى برگ سبز تیره تازه، هویج، فرآورده هاى دانه سویا، میوه هاى تازه و ماهى هاى تازه و چرب است.سبزى هاى برگ سبز تیره از مهم ترین و مناسب ترین منابع تغذیه اى براى جلوگیرى از سرطان به شمار مى آیند. بنابراین از برگ هاى سبز تیره کاهو هاى ایرانى به دلیل خشن بودن صرف نظر نکنید، زیرا حاوى مواد مغذى بى شمارى هستند.چاى سبز از دیگر مواد بسیار مفید در جلوگیرى از سرطان ریه به شمار مى آید، چنانکه در ژاپن حتى در بین اشخاص معتاد به سیگار تعداد سرطان ریه کمتر از سایر کشورها (نظیر کشور هاى اروپایى و آمریکا) است.سبزى خوردن به خصوص سبزى هاى حاوى ترب، تره، پیازچه، جعفرى و... بسیار مفید و سودمند هستند و علاوه بر دارا بودن فیبر و ویتامین «ث» داراى مواد ضدمیکروب نیز هستند.مواد غذایى حاوى اسیدفولیک نیز مقاومت سلول ها را در برابر سرطان ریه افزایش مى دهند، بنابراین دانشمندان توصیه مى کنند که براى مبارزه با سرطان ریه مى توان هر چه بیشتر از این خوراکى ها استفاده کرد.این مواد عبارتند ازاسفناج، کلم برگ، برگ چغندر، شلغم، کلم بروکلى، کلم بروکسل، لوبیاى خشک و دانه سویا، آب پرتقال و آب سیب.


کلمات کلیدی: ترک سیگار
 
ورزشکاران از خوردن تخم‌مرغ و مرغ خودداری کنند
ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ مهر ۱۳۸٧  
خبرگزاری جمهوری اسلامی

مدیر گروه تغذیه دانشگاه‌علوم پزشکی استان اصفهان گفت:ورزشکاران‌از خوردن تخم‌مرغ و مرغ باید به شدت خوداری کنند.

دکتر ''محمدحسن انتظاری '' روز یکشنبه در نخستین همایش '' تغذیه ورزش'' در سالن آمفی تئاتر سازمان تبلیغات استان افزود: تخم‌مرغ حاوی پروئتین فراوان است و پروئتین‌ها نیز در تغذیه ورزشکاران جایگاهی ندارند.

وی گفت: پروتئین‌ها به‌دلیل جذب فراوان اکسیژن، موجب کاهش تحرک ورزشکاران در هنگام مسابقه می‌شود.

انتظاری تصریح کرد: مصرف تخم‌مرغ و پروتئین‌ها موجب تولید ''اوره'' در بدن می شود و اوره تولید شده نیز به دلیل نیمه سمی بودن وارد ''کبد''و ''کلیه‌ها'' می‌شود و ورزشکاران را بی‌حوصله و کم تحرک می‌کند.

انتظاری تاکید کرد: ورزشکاران باید غذایی را بخورند که باتولید بیشترین انرژی ، کمترین اکسیژن را در بدن مصرف کنند.

به گفته وی ، برنج ، ماکارونی و نان سفید به دلیل داشتن کربوهیدارتها بیشترین میزان انرژی را به ورزشکاران می‌دهد و کمترین اکسیژن را برای سوخت در بدن مصرف می‌کنند و ورزشکاران باید از این مواد غذایی استفاده کنند.

این دکترای امور تغذیه اظهار داشت: ورزشکاران هیچگاه‌برای کاهش وزن خود، نباید آب ( آب الکترولیت ) بدنشان را از دست بدهند.

وی تصریح کرد: در برخی موارد مشاهده می‌شود، کشتی گیران برای کاهش وزن خود اقدام به کاهش آب بدن از طریق بالا نگهداشتن پاهای خود به صورت درازکش می کنند، که این امر برای کلیه و کبد بسیار خطرناک و حتی کشنده است.

انتظاری گفت: ورزشکاران هرگز نباید به هنگام مسابقه و حتی قبل و بعد از آن، از چربی‌های اشباع شده حیوانی و گیاهی مانند روغن نباتی جامد استفاده کنند.

وی به ورزشکاران توصیه کرد: باید از روغنهای مایع نظیر روغن زیتون و در نهایت روغن آفتابگردان برای خوردن غذا بهره ببرند.

مدیر گروه تعذیه دانشگاه علوم پزشکی اصفهان اظهار داشت: خوردن امگا 3 برای ورزشکاران تنها از طریق سلف ماهی توصیه می‌شود و مابقی امگا 3موجود در سویا، تخم مرغ و گردو برای ورزشکاران مضر است.

انتظاری اظهار داشت: قندهای موجود طبیعی نیز به‌هیچ‌عنوان برای ورزشکاران توصیه نمی‌شود، ولی خوردن یک نوشابه در طول هفته برای ورزشکاران ضرر و زیانی به همراه ندارد.

این کارشناس تغذیه تصریح کرد: مصرف اسید آمینه‌ها و پودرهای موجود در بازار به شدت مضر هستند و استفاده از این مکملهای فوق‌العاده برای افراد خطرناک است.

به گفته وی، بهترین نوع دوپینگ نوشیدن چای است، چرا که چای حاوی مقدار زیادی '' کافیین ''می باشد و بسیار انرژی زا است، ولی ورزشکاران نباید بیش از اندازه چای مصرف کنند.

مسوول امور ورزش بانوان استان چهارمحال وبختیاری نیز گفت: زنان ورزشکار به دلیل ویژگی‌ها بدنی شاید نتوانند همانند مردان در رشته‌های استقامتی بدرخشند، اما در رشته‌های مهارتی از مردان نیز استعدادهای بهتری دارند.

'' سوسن تمدن '' افزود: تغذیه بی‌شک یکی از اساسی‌ترین و اصلی‌ترین فعالیتهای ورزشکاران برای بالابردن استقامت خود در طول مسابقه است

 


کلمات کلیدی: ورزشکاران
 
شما میوه چه درختی هستید؟
ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ مهر ۱۳۸٧  

( 24 خرداد تا 4 تیر) درخت سیب ( عشق)
فردی آرام، گاهی اوقات خجالتی، بسیار جذاب و دلربا با رفتاری مناسب و سنجیده، ماجراجو و بی باک، حساس و ... دوست دارید که دیگران را دوست داشته باشید و سایرین هم شما را دوست داشته باشند. با وفا، حساس و بسیار بخشنده و با استعداد. شما عاشق بچه ها هستید.


( 25 اردیبهشت تا 3 خرداد) ( 22 آبان تا 1 آذر) درخت ون ( بلند پروازی)
فوق العاده جذاب، پرانرژی، خودجوش و پر مسئولیت هستید.انتقاد را دوست ندارید. جاه طلب، بلند پرواز، باهوش، مستعد و قابل اطمینان هستید. به پول اهیمت می دهید. خواستار توجه از سوی دیگران هستید و به پشتوانه و حمایت احساسی نیاز دارید.


(22 آذر تا 1 دی) درخت راش ( خلاقیت)
فردی با سلیقه،کسی که به ظاهر خودش اهمیت زیادی می دهد. یک برنامه ریز خوب برای زندگی و کار و مسائل اقتصادی، فردی که بدون لزوم بی گدار به آب نمی زند. منطقی و مونس و یاری بی نظیر در زندگی به شمار می روید.


(26 تیر تا 4 مرداد) ( 25 دی تا 3 بهمن) درخت سرو ( اعتماد به نفس)
فردی با توان و قدرت فوق العاده، کسی که می داند چطور خود را با شرایط مختلف در زندگی وفق بدهد.هدیای غیر منتظره را دوست دارد و از سلامتی بدنی برخوردار است. خجالتی نیست و اعتماد به نفس دارد. سخنرانی برجسته، فردی مصمم و با اراده، کمی عجول و بی طاقت و دوست دارد که دیگران را تحت تأثیر قرار بدهد. با استعداد، سخت کوش و اغلب خوش بین است و قادر است سریع تصمیم بگیرد.


(15 تا 24 اردیبهشت) ( 12 تا 21 آبان) درخت شاه بلوط ( درستکاری)
هیکل و اندامی خارق العاده، پرابهت، حس عدالت خواهی بالا، یک طراح و سیاستمدار است. به راحتی آزرده خاطر می شود. بسیار حساس، کوشا، گاهی اوقات برتر از دیگران عمل می کند و گاهی در ارتباطات خود با سایرین سوء تفاهم برایش بوجود می آید. خانواده مدار و از لحاظ فیزیکی روی فرم است.


(14 تا 23 مرداد) ( 9 تا 18 بهمن) درخت سدر ( وفاداری)
فردی قوی، عضلانی، انعطاف پذیر، کسی که آنچه زندگی به اجبار به او می دهد می پذیرد و اما لزوماً آن را دوست ندارد. سعی می کند ساده و خوش بین باشد.دوست دارد از نظر مالی مستقل عمل کند. مهربان و عاطفی، از تنهائی متنفر، با وفا و گاهی اوقات هم به زودی عصبانی می شود. با احتیاط، تحصیل علم و دانش و کمک به دیگران را دوست دارد.


(16 تا 25 تیر) ( 12 تا 24 دی) درخت نارون ( بزرگواری)
قیافه و ظاهری خوب دارد و در پوشیدن لباس خوش سلیقه است. تقاضا و خواسته های او در حد اعتدال است. کم ادعا است و اشتباهات را فراموش نمی کند. با نشاط و سرزنده است و دوست دارد راهنمایی بشود اما نه اینکه از دیگران اطاعت کند. شریکی درستکار و با وفا و دوست دارد برای سایرین تصمیم بگیرد. بزرگوار و نجیب، سخاوتمند و شوخ طبع و فردی کارآمد است.


( 14 تا 23 خرداد) ( 12 تا 21 آذر) درخت انجیر ( حساسیت)
فردی مستقل، درستکار، با وفا که از ضد و نقیض گویی و بحث متنفر است. زندگی و دوستانش را دوست دارد. از بچه ها و حیوانات لذت میبرد. اجتماعی و شوخ طبع است و دوست دارد که بعد از ساعت های طولانی کار سخت استراحت کند و از استعداد هنری و هوش بالایی برخوردار است.


(5 تیر تا 15 تیر) ( 2 تا 11 دی) درخت صنوبر ( رمز و راز)
فوق العاده با سلیقه است و نمی تواند تنش و فشار عصبی را تحمل کند. زیبایی را دوست دارد. گاهی افسرده می شود. سرسخت و لجباز است و به همان نسبت که دوست دارد نزدیکان خود را حمایت و مراقبت کند با افراد غریبه هم به همان شکل رفتار میکند. نسبتاً کم ادعا، سخت کوش، با استعداد، فداکار، دور از خودپسندی و فردی که دوستان زیادی دارد و بسیار قابل اعتماد است.


( 24 شهریور تا 3 مهر) ( 22 تا 30 اسفند) درخت فندق ( خارق العادگی)
جذاب و گیرا، شوخ طبع، بسیار فهمیده و فردی که می داند چطور روی دیگران تأثیر ماندگار داشته باشد. در امور اجتماعی، فعال، مردمی و اغلب اوقات دمدمی مزاج، درستکار، کمال گرا و در رعایت عدل و انصاف قاضی خوبی است.


( 13 تا 22 شهریور ) ( 11 تا 21 اسفند) درخت لیمو ترش ( شک و تردید)
یا هوش و سخت کوش است و آنچه را زندگی به او می دهد می پذیرد. البته بعد از آنکه سعی می کند شرایط بد را به خوب تغییر بدهد. از فشارهای عصبی نفرت دارد. از مسافرت و تعطیلات کوتاه لذت میبرد. ممکن است خشن به نظر بیاید اما واقعاً روحی لطیف دارد. همیشه آماده جانفشانی برای افراد خانواده و دوستان است. بسیار بااستعداد است اما برای استفاده و بهره بردن از آنها باید زمان پیدا کند. خصلت رهبری بالایی دارد و فوق العاده وفادار است.


( 4 تا 13 خرداد) ( 2 تا 11 آذر) درخت ممرز ( خوش سلیقگی)
زیباست و به اوضاع و احوال و ظاهر خود توجه دارد. خوش سلیقه و فداکار است وزندگی را تا جایی که ممکن باشد راحت می گیرد. زندگی را به سوی منطق و انضباط سوق می دهد. به دنبال مهربانی و تقدیر از دوستان است. تصمیم گیری برای او سخت است و فردی بسیار قابل اعتماد به شمار می رود.


( 11 تا 20 فروردین) ( 14 تا 23 مهر) درخت افرا ( استقلال فکری)
فردی معمولی نیست و سرشار از تصور و خلاقیت و ابتکار، خجالتی و تودار، بلندپرواز و مغرور است. متکی به نفس، به دنبال تجارب جدید و گاهی عصبی است اما حافظه و ذهنی قوی دارد و به آسانی یاد می گیرد و همیشه می خواهد اثری خوب روی دیگران داشته باشد.


( 23 شهریور) درخت زیتون ( عقل)
عاشق مهربانی و رأفت، منطقی و متعادل است و از خشونت دوری می کند. بردبار و شکیبا،با نشاط و سرزنده، آرام و عادل است و قلبی رئوف و مهربان دارد. از هرگونه بخل و حسادت دوری می کند. عاشق مطالعه است و از معاشرت با افراد آگاه و فرهیخته لذت می برد.


(24 مرداد تا 2 شهریور) ( 19 تا 30 بهمن) درخت کاج ( صلح وآشتی)
عاشق مصاحبت و شرکت در گفتگوهایی است که به توافق منجر بشود. باید در زندگی آرامش داشته باشد. عاشق کمک کردن به دیگران است و تخیلی پویا دارد. دوست دارد شعر بسازد و به مد علاقه ندارد. همیشه ملاحظه دیگران را می کند. با همه خیلی دوستانه رفتار می کند. احساسات لطیفی دارد و به عاطفه و اطمینان خاطر نیاز دارد.


( 1 تا 14 اردیبهشت) ( 5 تا 13 مرداد) ( 4 تا 8 بهمن) درخت سپیدار (تردید و عدم ثبات)
جذاب به نظرمی آید. با استعداد است.اما اعتماد به نفس بالایی ندارد. در مواقع لزوم بسیار شجاع است و به مهربانی و جوی خوشایند نیاز دارد. بسیار مشکل پسند و غالباً تنها است و طبعی هنرمندانه دارد. هماهنگ کننده خوبی است و به فلسفه علاقمند است. در هر موقعیتی قابل اعتماد است و به طور جدی در امور مشارکت دارد.


( 1 تا 10 فروردین) ( 4 تا 13 مهر) درخت زبان گنجشک ( حساسیت)
سرشار از جذابیت، با نشاط و سرزنده است و دوست دارد توجه دیگران را به خود جلب کند. عاشق زندگی، فعالیت و حتی پیچیدگی ها است. مستقل، خوش سلیقه، پراحساس،یار و هم صحبتی خوب است. کسی که تمایل به عفو و گذشت ندارد.


(21 تا 31 فروردین) ( 24 مهر تا 11 آبان) درخت گردو ( اشتیاق و شور)
نجیب و با دید وسیع نسبت به جهان، خودجوش و بلندپروازی او نامحدود است. فردی غیرقابل انعطاف، شریکی استثنائی اما بدقلق است. همیشه مورد علاقه نیست اما اغلب تمجید و تحسین می شود. مدیر و باهوش، بسیار پر حرارت اما گاهی اوقات مغرور است.


( 3 تا 12 شهریور) ( 1 تا 10 اسفند) درخت بید مجنون ( اندوه)
فردی که دوست دارد از فشارهای روحی دور باشد. زندگی خانوادگی را دوست دارد و سرشار از امید و رؤیا است. جذاب،بسیارمهربان،عاشق زیبایی، با استعداد زیاد در موسیقی، عاشق سفر به نقاط غیرمعمول،خستگی ناپذیر، غیرقابل پیش بینی، درستکار و فردی که می تواند تحت تأثیر قرار بگیرد اما نه هنگامی که در تنگنا باشد. حس ششم خوبی دارد و عاشق خنداندن دیگران است


کلمات کلیدی: میوه درخت
 
نوزادان دانشمند
ساعت ۱:٤٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ مهر ۱۳۸٧  

کودکان بسیار پیش از آنکه راه رفتن و سخن گفتن را بیاموزند، می توانند به طور منطقی فکر کنند! آنها به مثابه پژوهشگرانی کوچک جهان خویش را کشف می کنند. ولی بسیاری از آنان خیلی زود کنجکاوی خویش را از دست می دهند زیرا حس کشف در آنها به اندازه کافی تقویت نمی شود.

زندگی چیزی نیست جز حل مشکلات! و انسان از بدو تولد ، سخت با این مشکل درگیر است. دانشمندان دریافته اند که انسان از هفت ماهگی درباره علت و معلول می اندیشد. هر روز در سراسر جهان دانشمندان زیادی لحظه به لحظه بر روی کوچکترین حرکات و نگاه نوزادان تحقیق و تأمل می کنند و فعالیت مغزی آنها را می سنجند. روان شناسان، زبان شناسان، پزشکان و کارشناسان مغز در جستجوی یکی از پیچیده ترین معماهای بشری هستند: یک کودک چگونه رشد می کند ؟ چگونه به جهان ملحق می شود؟ از چه زمانی دست به طبقه بندی می زند، و چه زمانی در می یابد که مثلاً کفشدوزک همزمان یک حیوان، یک حشره و یک جاندار است؟ چه زمانی پیچیدگی های زبان مادری را می آموزد؟ چگونه استعدادهایی را که از وی یک انسان هوشمند می سازد، کسب می کند؟

والدین و کسانی که می خواهند پدر یا مادر شوند پرسش های مشابهی را مطرح می کنند و خود را دچار مشکل می سازند. آنها می خواهند همه چیز را در رابطه با فرزندشان درست و به بهترین شکل انجام دهند. ولی موضوع اینجاست که آنچه را که درست است، معمولاً دیگران می دانند! ماماها با بروشورهای اطلاعاتی پیش از تولد این سو و آن سو می روند، دوستان آهنگ های مختلف برای خوشامد جنینی که تازه شکل گرفته هدیه می کنند و صنعت غول آسای اسباب بازی هر چه ابتکار دارد به خرج می دهد تا پدر و مادر بتوانند تمامی امکانات را در برابر این تازه وارد بگسترانند! و سرانجام کتاب هایی که پر از راهنمایی های ریز و درشت است.

اما یک چیز مسلم است: کودکان به انگیزه و بزرگسالانی که از آنان مراقبت کنند نیاز دارند. ولی دقیقاً چه چیزی و چه مقدار به آنها یاری می رساند؟ چگونه والدین و مربیان می توانند در رشد کوچولوهای خود پشتیبان آنان باشند و در عین حال از آنها توقع زیادی نداشته باشند؟ پاسخ محققان در این زمینه آدمی را به یاد شعار «یاری برای خودیاری» می اندازد. یک کودک در حال رشد بیش از هر چیز به دنبال موضوعاتی است که بتواند او را بارور سازند تا مطابق سن خود شکوفا شود. بزرگسالان تنها باید پشتیبان او در این فراگرد یادگیری باشند.

تا پنجاه سال پیش گمان می رفت که یک نوزاد شیرخواره درست مانند یک روح بدون نقش و یک صفحه کاغذ نانوشته است. نه می تواند پیرامون خود را تشخیص دهد و نه توانایی درک درد را دارد. کم نبود مواردی که جراحان ، نوزادان را بدون بیهوشی عمل می کردند! اما امروز در دهه پژوهش های مربوط به نوزادان به سر می بریم و یک نقطه عطف کوپرنیکی را از سر می گذرانیم: ایده های گذشته ما دیگر معتبر نیستند.



دانشمندان آلمانی برای این که دقیقاً بدانند کودکان در چه دوره ای زبان را می آموزند ز ژانویه 2001 تاکنون به طور مرتب حدود 200 کودک شیرخواره را مورد آزمایش قرار دادند. یکی از نخستین نتایج این است که نوزادان از همان زمانی که مانند کبوتر بغ بغو می کنند و حروف نامشخص بر زبان می آورند و جیغ می زنند، خودشان را برای بیان نخستین کلمه آماده می کنند و همه چیز نشانگر آن است که نوزاد تلاش می کند تا لحن زبان مادری را تقلید کند. به این ترتیب نخستین گام های سرنوشت برداشته می شود. نوزادان دختر چینی از همان ابتدا با به شیوه خاور دور بغ بغو می کنند و شیرخوارگان آلمانی و فرانسوی از آغاز لهجه های متفاوت دارند و بر حروف معینی تأکید می کنند.

نوزاد بلافاصله پس از تولد می تواند صدای مادرش را تشخیص دهد زیرا در زهدان مادر آموخته که آن را تشخیص دهد. در چهار ماهگی می تواند نام خود و پس از چندی کلمات «مامان» و «بابا» را بشناسد. نوزاد در پایان یک سالگی می تواند نه تنها تمامی صداهای مربوط به زبان را تشخیص دهد بلکه می تواند زبان مادری را از زبان بیگانه تمیز دهد. او متوجه می شود که یک کلمه کجا آغاز و کجا پایان می یابد و معنای حدود 60 کلمه را می فهمد. به نظر می رسد که از همان آغاز تولد ، نوزاد «زبان» را توسط نیمه چپ مغز می آموزد. تمامی شواهد نشان می دهد که کودکان و شیرخوارگان بسیار بیش از آنچه بزرگسالان حدس می زنند، می دانند و می توانند. یک نوزاد پیش از آنکه نخستین کلمه را بر زبان آورد، کلی پژوهش و آزمایش پیچیده انجام می دهد! نوزادان تنها با تقلید والدین خود نیست که یاد می گیرند، بلکه جهان را مانند دانشمندان کوچکی به سرعت و با مهارت فتح کرده و هر روز عالم جدیدی را کشف می کنند.

در عین حال آنان چاره دیگری ندارند، چرا که در نخست همه چیز را به مثابه هرج و مرج در پیرامون خود می بینند: یک گنجه، یک بوسه، یک «نه!». هر چیزی، هر وضعیتی و هر کلمه ای نو و منحصر به فرد است. برای غلبه بر این آشفتگی و ارتباط دادن هر آنچه در پیرامون هست به یک قدرت فکری بسیار بالا نیاز است: گنجه جزو اثاثیه خانه است که درهایش باز می شود و می توان در آن لباس گذاشت. یک «نه!» یعنی وجود مرزی که می تواند مانع از پرت شدن از پله ها باشد! والدین نمی توانند تصور کنند که نوزادانشان هر روز چه توانایی انتزاعی فوق العاده ای از خود نشان می دهند. یک کودک یک ساله می تواند سگ و گربه و مرغ را از هم تمیز دهد. در هفت ماهگی که نشستن می آموزد می تواند طبقه بندی های کلی تر در مورد اثاثیه خانه، حیوانات و اتومبیل انجام دهد.

در همان زمان شروع می کند به شناخت جمله سازی. برای مثال می داند که: «علی شیرینی خورد» درست است و نه «علی خورد شیرینی». در زبان هایی که مانند آلمانی حرف تعریف دارند، نوزاد نه تنها انواع حرف تعریف را تشخیص می دهد بلکه قید مانند «بالا» و «پایین» را می تواند بفهمد. تحقیقات نشان می دهد که کودک پیش از آنکه زبان به سخن بگشاید، خود را به اصول اولیه دستور زبان مجهز می کند! نوزاد مرتب در حال ارزیابی هر آن چیزی است که می شنود، می بیند و یا احساس می کند و آنگاه آنها را براساس احتمالات طبقه بندی می کند: کلماتی که اغلب تکرار می شوند، پس باید مهم باشند! کلماتی که با هم می آیند، مانند صفت و موصوف، به نوعی به هم تعلق دارند. درست مانند یک کیمیاگر که مرتب مواد را با هم ترکیب می کند و فقط چیزی را نگه می دارد که آزمایش شده است، کودکان نیز تنها چیزهایی را به خاطر می سپارند که مغزشان آن را ارزشیابی کرده باشد.


ولی دانشمندان اینها را از کجا می دانند؟ ممکن است آنها متدهای علمی ارزشمندی داشته باشند ولی آنان که نمی توانند بدانند در کله نوزاد چه می گذرد! مطمئنا دانشمندان از آنچه در درون یک نوزاد می گذرد هرگز مطلع نخواهند شد. ولی همین تحقیقات در آزمایشگاه هایی صورت می گیرد که با عکس و فیلم و نمایش و نور و حرکت و شیئی، فعالیت مغزی و کوچکترین حرکت و نگاه نوزادان توسط کارشناسان مغز و روان شناسان ثبت می شود.

این همه به برنامه ژنتیک انسان باز می گردد که از دهها هزار سال پیش در هر کودک سالمی در کمال اطمینان عمل می کند5 بر همین اساس است که انسان هیچ خاطره ای از سه سال و نیم آغاز زندگیش به یاد نمی آورد. تا این سن هنوز حافظه انسان برای یادسپاری طولانی و آگاهانه به کار نیفتاده است. نوزادان تنها از پس مسائل کوچک و در عین حال اساسی بر می آیند.

آنها چهره های نزدیکان را باز می شناسند و نسبتا خوب به یاد می آورند که اگر از ته دل جیغ بزنند، بلافاصله کسی به سراغشان می آید! ولی ژن به تنهایی از یک کودک، برنده نوبل علمی و یا کاهل نمی سازد. دانشمندان معتقدند که همواره این محیط است که بر روی تکوین اطلاعات ژنتیک تأثیر می گذارد. اگر نوزادی از عصر حجر به جای این که در غار بزرگ شود، به دنیای ما منتقل شود و با کتاب و کامپیوتر و اسباب بازی های الکترونیک رشد کند، آنگاه درست مانند ما بزرگ خواهد شد. ساختار ژنتیک انسان در چند ده هزار سال اخیر تغییرات نازلی داشته است. یک دانشمند آمریکایی مدعی است: چند نوزاد سالم به من بدهید و من تضمین می کنم که از هر کدام از آنها بدون توجه به علایق و استعدادشان ، یا متخصصانی در رشته پزشکی و حقوق و تجارت بسازم و یا گدا و دزد!

برخی دیگر از دانشمندان نیز معتقدند که کودکان را مانند خمیر یا موم می توان شکل داد و آنها را هوشمند یا هوشمندتر ساخت. برخی از کسانی که تازه می خواهند بچه دار شوند این در و آن در می زنند تا آموزش فرزندانشان را هنوز به دنیا نیامده آغاز کنند! برخی از مادران باردار ژاپنی بر روی شکم شش ماهه خود بلندگو می گذارند تا جنین نخستین درس انگلیسی خود را بیاموزد! در آمریکا زنان باردار تلاش می کنند شمارش از یک تا پنج را به جنین یاد بدهند! مؤسسات متعددی در ژاپن و آمریکا برای تربیت دانشمندانه نوزادان رقابت می کنند. لیکن برخی دیگر از دانشمندان این تلاش را به حرص و آزی تعبیر می کنند که ربطی به علم ندارد، چرا که هیچ کودک شیرخواری نمی تواند آن استعداد و توانی را از خود نشان دهد که بزرگسالان از او انتظار دارند!


کلمات کلیدی: دانشمند
 
احساس تنفر از رنگ ها
ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ مهر ۱۳۸٧  

اگر از هر کدام از این رنگ‌ها متنفرید می‌تواند نشانگر این موضوع باشد که‌:
قرمز:
بسیار دلواپس و ناامید هستید. شاید هم از خستگی و ضعف جسمی رنج می‌برید. امکان دارد که در روابط جنسی و حتی در موقعیت اجتماعی شکست خورده باشید. اما مشکل واقعی‌تان این است که همیشه دنبال هدف‌های بزرگ و غیرعملی می‌روید و وقتی هم که شکست می‌خورید در لاک خود فرو می‌روید. چه عیبی دارد که دنبال یک زندگی معمولی باشید؟ باید این دو موضوع را همیشه به خاطر داشته باشید. اگر معیار موفقیت ثروت بود، پس ثروتمندان می‌بایست خوشبخت‌ترین آدمها باشند که معمولاً این طور نیست‌.

نارنجی‌:
به خاطر عمر و سالهایی که به بطالت تلف کرده‌اید بر خود خشم دارید ولی یادتان نرود که فقط شمانیستید که مسؤولیت همه بدبختی‌های دنیا را بر دوش دارید اگر بتوانید مشکلات خصوصی خود و خانواده‌اتان را حل کنید مطمئن باشید که خیلی زرنگید.

آبی‌:
از زندگی و یکنواختی آن خسته شده‌اید. احتیاج به تنوع و هیجان دارید و به همین زودی هاست که قید و بندهای زندگی را از هم خواهید گسست‌. در دوره‌ای هستید که احساس می‌کنید دلتان می‌خواهد همه چیز را تغییر بدهید و دستی بر سر و صورت خود بکشید و شاید هم فرم موها را عوض کنید و لباستان را تغییر بدهید.

زرد:
بسیار حساس و بدبین هستید و از هر چیز بدیع و مدرن بدتان می‌آید و برایتان قابل هضم نیست که یک حکومت میلیون‌ها دلار خرج رفتن به کره ماه را بکند در حالی که کره زمین پر از انسانهای مستحق کمک می‌باشد. مردم همیشه شما را اخمو و عصبانی می‌یابند.

قهوه‌ای‌:
ترستان از این است که نتوانید مأموریت تان را به اتمام برسانید. چه مأموریتی‌؟ آیا فکر می‌کنید اگر همه دانش‌های دنیا را هم در ذهن و مغز کوچک تان جای بدهید آخرش به کجا خواهید رسید؟ تا دیر نشده کمی هم به تفریح برسید. به عشق فکر کنید که حتی عذابش نیز شیرین است‌.

سبز:
اگر از این رنگ متنفرید حتماً یک ایرادی دارید. اگر در هدف هایتان شکست خورده‌اید چرا دیگران را شماتت می‌کنید؟ خودتان را تنهاترین موجود روی زمین حس می‌کنید و با این شخصیتی که دارید دیگران حق دارند تنهایتان بگذارند. سعی کنید به جای خودخوری به کتابخانه بروید و در اجتماعات شرکت کنید و خودتان را از برج عاجی که ساخته‌اید بیرون بیندازید تا ببینید که دنیا با تمام بدی‌هایش چقدر با ارزش است‌.

خاکستری‌:
زندگی بر علیه شما بوده است از همه چیز محروم بوده‌اید و این خشمگین‌تان می‌کند. حسود نیستید ولی از سرنوشت بدتان شکایت دارید آیا فقط شما هستید که به همه آرزوهایتان نرسیده‌اید؟ یادتان نرود که ممکن است شما یکی از خوشبخت‌ترین مردم روی زمین نباشید ولی بدبخت‌ترین هم نیستید.

سیاه‌:
فکر می‌کنید در دنیا، بدی وجود ندارد. فکر می‌کنید بدبختی فقط افسانه است و به کره زمین ربطی ندارد. خودتان را کامل می‌دانید و سعی می‌کنید که اشتباه نکنید ولی اگر مرتکب اشتباه شدید هرگز اعتراف نخواهید کرد.

سفید:
اگر شما از سفید متنفرید، یا اگر هاله مغناطیسی دور بدن‌تان فاقد این رنگ است با عرض معذرت باید بگوییم در اسرع وقت با روان‌پزشک یک تماس داشته باشید.


کلمات کلیدی: تنفر
 
تقویم عشق
ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ مهر ۱۳۸٧  

کاش قلبم درد پنهانی نداشت چهره ام هرگز پریشانی نداشت
برگهای اخر تقویم عشق حرفی از یک روز بارانی نداشت
کاش میشد راه سخت عشق را بی خطر پیمودوقربانی نداشت
دوست دارم تقویم زندگیتان همیشه حرف از یک روز پربارو بارانی و پربرکتی را براتون رقم بزنه و روزی به نام روز تعطیلیتان وجود نداشته باشه .من که الان 22سالمه دوست دارم همه شما موفق باشید و منم در کنارتون البته میدونم که ...........................................دوستون دارم
راستی میدونید کمیجان کجاست ؟کمیجان یکی از شهرستانهای استان مرکزی است که درست بین اراک وهمدانه .یعنی هم بین راه اراک و همدانه .به طوریکه بخای از اراک به همدان بری میتونی راه میانبر اراک کمیجان همدان را انتخاب کنی بالاخره که12000جمعیت داره دانشگاه پیام نورو ازاد هم داره یه سری رشته کوه داره که بالای یکی از قله هاش یه امامزاده است به نام شاهزاده حسین که درست2400متر مقبره اش از زمین فاصله داره یعنی بالای قله است .بالاخره مردم مهماندوستی هم داره


کلمات کلیدی: عشق و دوستی
 
برهوت تنهایی
ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ مهر ۱۳۸٧  

- مامان جون امروزم نمی خوای بری مطب ؟بازم با بابا قهری ؟
- نه دخترم ، قهر نیستم . فقط دل و دماغ بیرون رفتن رو ندارم . تو هم بجنب که مدرسه ات دیرنشه ... در حالی که نگاه
کودکانه اش پر از سوال وتردید بود، چشم آهسته ای گفت و رفت . به آشپزخانه رفتم ، گیج و بی هدف به اطرافم نگاه می کردم که یک باره چشمانم سیاهی رفت و دیگرچیزی نفهمیدم . در اثر ضعف شدید جسمی وروحی روزهای اخیر از حال رفته بودم ، نمی دانم چقدر طول کشیده بود اما با صدای وحشت زده سارا که فریاد می زد و مرا می خواست به هوش آمدم . صدای حمید را هم می شنیدم که طبق معمول سنگدل و بی تفاوت می گفت : مامانت هیچیش نیست ، اینا همه فیلمشه ، فقط یکی رومی خواد که شب و روز نازشو بکشه ، منم که نمی تونم ...
این ها را گفت و از خانه خارج شد. سعی کردم به خاطر سارا هم که شده از جایم بلند شوم .طفلکی دختر دوازده ساله ام از محبت پدرمحروم بود. پدر داشت و نداشت . درست مثل خودم که روحا بیوه ای بیش نبودم و یاد و حسرت گذشته مثل بختک به جانم افتاده بود و داشت بیچاره ام می کرد. ناخودآگاه قطرات اشک ازگونه ام جاری شدند. در دلم طوفانی بود که قصدویرانی آشیانه ام را کرده بود، دیگر نمی توانستم ،مقاومتم به صفر رسیده بود، به نقطه تلاقی و پایان .
تا کی می توانستم مثل کبک سرم را زیر برف پنهان کنم ؟ تا کی می توانستم به ظاهر لبخند بزنم ودر دل گریه کنم ؟ تا کی ...؟ به یاد چهار سال قبل افتادم ... چند روزی بود که برای استخدام منشی مطب حمید در روزنامه آگهی چاپ کرده بودیم .یکی از آن روزها حمید با قیافه ای درهم و متفکربه خانه آمد، باز هم سر جنگ داشت . همیشه من برای آشتی پیش قدم می شدم و هرگز هم نفهمیدم با وجود آن همه بله قربان های چپ وراست من چرا همیشه خدا طلبکار بود. آن روزهم از آن روزهای سگی بود، کیکی را که برای تولد چهل و دو سالگی اش درست کرده بودم به همراه چای برایش بردم و گفتم : چه خبر از منشی ؟استخدام کردی ؟
با همان لحن سرد و همیشگی گفت : آره ،استخدام کردم . آشنا دراومد، برادرش یکی ازهمکلاسی های دانشکده خودمون بود، خواهرامیر خرخونه .
- راست میگی حمید! خواهر امیر شریفی می خواد منشی مطب تو بشه . چرا نمی ره مطب برادرش کار کنه ؟
- جناب دکتر که این جا تشریف ندارن . لیاقتش همون کوره دهاتیه که رفته . در ضمن یادت باشه اون نباید بفهمه که ما برادرشو می شناسیم . روش زیاد میشه اون وقت هنوز چایی نخورده پسرخاله میشه . این اطلاعات رو هم زیرزیرکی بدست آوردم . خیالت راحت شد خانم مارپل ؟... دشمنی حمید با امیر و آدم های خوب دیگر برایم چیزتازه ای نبود. حسادتی شیطانی بر وجودش حاکم بود، این ها را بعد از ازدواجم فهمیدم . اما امیرنقطه مقابل او بود. یادم می آید وضع مالی خوبی نداشت ، با این حال یک دنیا عزت و اعتبار داشت تا جایی که خیلی از دختران دانشکده آرزوی ازدواج با او را داشتند... صدای تلفن رشته افکارم را پاره کرد، رویا بود. انگار گریه کرده بود. ساعتی بعد با هم روی نیمکت پارکی نزدیک مدرسه سارانشسته بودیم . طی این چند روزه اخیر که برای افشای حقیقت به مطبم آمده بود نخواسته بودم ،شاید هم نتوانسته بودم پای حرف هایش بنشینم .آمادگی اش را نداشتم و حالا آمده بود و ذره ذره حقایقی را برمن آشکار می کرد که از تجسم آن سرم گیج می رفت او تعریف می کرد و من با بغض فروخورده گوش می کردم ...
- خانواده ام وضع مالی مناسبی نداشتند.پدرم خیلی زود ما رو تنها گذاشت و عمرشو به شماداد. بعد از فوت پدر، من و مادرم بودیم و برادرم امیر که دیگه تنها مرد خونه ما شده بود. هم درس میخوند، هم کار می کرد. نمی ذاشت آب توی دلمون تکون بخوره . زندگی مون خیلی عادی می گذشت تا این که امیر دو سال بعد از دیپلمش توی کنکور پزشکی قبول شد. منم پنج سال بعد، ازروی ناچاری و فقط به خاطر رضایت مادرم ازدواج کردم ، آخه اون خیلی دلش می خواست زودتر خیالش از بابت من راحت بشه . امانمی دونست که با دستای خودش قبر منو توی اون خونه کند. سیامک معتاد بود. شب و روزم گریه بودو زاری ، با این حال به هر دری می زدم که نجاتش بدم ، اما نشد که نشد. سرسختی زندگی از اون رویای شاد وشنگول زنی آروم و تودار ساخته بودکه چیزی به کسی بروز نمی داد. اما امیر، خوب می دونست که خواهرش توی چه جهنمی دست وپا می زند و من برای راحتی و آرامش اون وانمودمی کردم که اون قدرها هم از زندگیم ناراضی نیستم . آخه امیر از بس برای خودش درگیری کاری و عاطفی درست کرده بود، دیگه جایی برای غم و غصه های من نداشت . طفلکی امیرداشت زیر فشار یه عشق نافرجام خورد می شد وصداش در نمی اومد، تا این که مجبور شد برای طرحش به یکی از شهرستان های دورافتاده جنوب بره . رفت و دیگه برنگشت . عشقش مرده بود و اون دیگه نمی تونست توی شهری زندگی کنه که قتلگاه عشق پاکش بود. اون رفت و مادر روهم با خودش برد. ده سال از اسارتم گذشته بود.طی اون ده سال که توی زندان سیامک بودم ،صدبار ترک کرد وقول داد آدم بشه اما نشد.بدبختی هام وقتی تکمیل شد که فهمیدم ، آقاتزریقی هم شده . نمی خواستم طلاق بگیرم . انگارمنتظر معجزه ای بودم . انتظاری کشنده که سرانجام به مرگ سیامک ختم شد. با این که دوستش نداشتم ، اما با مرگش غم تمام عالم به دلم چنگ زد. همون سال بود که مادر بیچارمون هم از غصه دق کرد و مرد. امیر ازم خواست که منم برم جنوب و با اون زندگی کنم اما من از محیطبسته اونجا خوشم نمی اومد. چقدر تلاش کرد که یااون چند سال باقیمونده تعهد خدمتش رو درست کنه و انتقالی بگیره یا منو راضی به موندن کنه ، اماموفق نشد، انگار قسمت نبود. با پولی که امیر بهم داده بود توی محله ای متوسط اتاقی برای خودم اجاره کردم و بعد شروع کردم به خیاطی کردن برای مردم ، اما رفته رفته دیگه از عهده مخارجم برنمی اومدم . به فکرکار دوم افتادم . آگهی استخدام منشی مطب ، دیدن دکتر صالحی و چندسوال وجواب کوتاه و بعد هم شروع یه مصیبت تازه .
از فردای اون روز مشغول به کار شدم ، اماچیزی به امیر نگفتم . می دونستم با کار کردنم به صورت منشی مخالفت می کنه ، چون همیشه تشویقم می کرد که درس بخونم و وارد دانشگاه بشم . رویا دل پری داشت و سر درد دلش باز شده بود که تلفن همراهم زنگ زد. حمید بود، مثل همیشه عصبانی :
- خانوم خانوما که معلوم نیست کجا تشریف دارین ، محض اطلاعتون باید بگم که یکی دو روزنمی تونم بیام خونه . گفتم نکنه دوباره تلفنی دنیاروباخبرکنی ! کاری نداری ؟...
با طعنه گفتم :
- هیچ وقت با تو کاری نداشتم و گوشی را قطع کردم . چند ثانیه بعد همراه رویا زنگ خورد، خودنامردش بود. نمی دانستم چه می گوید اما رویامدام گریه می کرد و می گفت :
- نه نمی تونم ، تو رو خدا حمید ازت خواهش می کنم ، همه چیزمو ازم بگیر ولی ازم نخواه این بچه رو از بین ببرم . تلفن رویا که قطع شدپرسیدم :
- تو واقعا بچه اون نامردو می خوای ؟
- بله می خوام ، ولی اگه شما بخواین حاضرم پارو دلم بذارم . من به شما خیلی مدیونم .
با عصبانیت گفتم :
- من دیگه هیچی نمی خوام . حالا میشه بگی بدبختیم از کجا شروع شد؟
- چشم خانوم ، تا اونجا گفتم که توی مطب حمید مشغول به کار شدم . سرم توی لاک خودم
بود. اما انگار حمید از همون روز اول برام دام گذاشته بود. با رندی تمام از همه جیک و پیک زندگیم با خبر شده بود. هر روز با مناسبت وبی مناسبت برام گل و هدیه می خرید. کلافه شده بودم ، بالاخره هم یه روز استعفامو نوشتم وخواستم برم اما اون مانعم شد. فقط مونده بودالتماسم کنه ، بهم می گفت توی عمرش هیچ کس رو به اندازه من دوست نداشته ، می گفت با زنم ازسر خامی و بی تجربگی ازدواج کردم . می گفت لیلی رو گرفتم تا فقط روی یه نفر و کم کنم که کردم . حالا هم دیگه نمی تونم تحملش کنم .اونقدر پیله کرد و به پروپام پیچید تا راضی شدم اونجا بمونم و کار کنم . چند بار خواستم بهتون بگم اما ترسیدم زندگیتون از هم بپاشه . می دونست شدیدا عاطفی ام ، برای همین مدام تهدیدم می کرد که اگه حاضر به ازدواج با اون نشم شما روطلاق می ده و سارا رو هم ازتون می گیره . ازطرفی محبت های بی دریغش که مثل بارون رحمت روی سرم می بارید خلع سلاحم کرد.بالاخره تسلیم شدم ، اما این بار نه از سر اجبار، بلکه از سر شوق . فقط ناراحت شما بودم که اونم ازحمید قول گرفتم کوچک ترین قصوری در حق شما و سارا نکنه . با شناسنامه المثنی عقد کردیم .حمید ازم خواسته بود که به هیچ کس چیزی نگم ،مخصوصا به امیر. استدلالش هم این بود که شماتوی همون شهری که امیر زندگی می کرد چند تاقوم و خویش دارین و به این ترتیب امکان لورفتن قضیه توی خونواده شما زیاد می شه . به ناچار سکوت کردم . توی این چند سال کارم شده بود موش و گربه بازی و دروغ و کلک . اما انگارخوشی به من نیامده بود. خیلی زود نقاب از چهره حمید افتاد، مدام ازم ایراد می گرفت و اخم وتخم می کرد. وضعم روز به روز بد و بدتر می شد.دیگه روزگارم سیاه شده بود. روزی هزار بارآرزوی مرگ می کرم . حدود چهار سال به همین شکل گذشت تا اینکه دو هفته پیش وقتی فهمیدم ناخواسته سه ماهه باردارم دنیا روی سرم خراب شد. با این حال دلم نیومد اونو از بین ببرم ، اماحمید دیوانه شده بود. تهدیدم می کرد که این توله ات را یا می کشی یا می کشمت . التماسش کردم و گفتم اگه ذره ای از اون همه عشق و محبت توی قلبش مونده به این بچه کاری نداشته باشه ، اما اون منو مسخره کرد و بعد اعترافی کرد که هنوزم باورم نمی شه . اون گفت که از روز اول هم منونمی خواسته و هدفش از ازدواج با من فقطشکنجه دادن امیر بوده و بس . تازه فهمیدم که اوناقبلا با هم دوست و همکلاس بودن ، اما حمید به یه دلیل نامعلوم از اون کینه به دل می گیره و تصمیم می گیره زهر خودشو به کام امیر بریزه . منم بی خبراز همه جا وسیله انتقامش شدم . زهر آخرش روهم چند روز پیش ریخت که به امیر تلفن کرد وگفت که چه گلی به سر خواهرش زده ، بیچاره امیرهاج و واج مونده بود. الان هم اومده اینجا تاتکلیفمو روشن کنه و منو با خودش ببره ...حرف های رویا که به اینجا رسید سرم گیج می زد.گیج و منگ و مات بودم ، حمید دیگر برایم مرده بود. جوانی ام را بر باد رفته می دیدم و کاخ آرزوهایم را ویران و در هم شکسته . مثل ارواح سرگردان از رویا جدا شدم ، به خودم که آمدم دیدم توی اتاق خواب ولو شده ام . صدای رویامدام توی گوشم زنگ می زد. فکری آزار دهنده مثل خوره به جانم افتاده بود و آرامشم را گرفته بود. باید از چیزی مطمئن می شدم . شماره رویا راگرفتم و با عجله گفتم :
- رویا میشه از برادرت امیر برام بگی ، اون ماجرای عاطفی که براش پیش اومده بود چی بود؟ چرا به جنوب رفت . با تعجب پرسید:
- چیزی شده لیلی خانوم ؟ گفتم : نه ، خواهش می کنم سوال نکن ، فقط بگو اسم اون دختر چی بود.
- من نمی دونم کی بود، فقط می دونم توی همون دانشگاه امیر درس می خونده . مشخصات اونو بهم نگفته بود چون نمی خواست من با عجله وهیجان برنامه هاشو بهم بریزم . می خواست بدون اینکه اون دختر از علاقه امیر بویی ببره ، ازاحساس خودش مطمئن بشه و با شناخت کامل همسرش رو انتخاب کنه ، منم علیرغم همه مشکلاتی که داشتم غرق درگیری های فکری اون شده بودم . تا اینکه بالاخره روزی رسید که دیگه امیر تصمیم خودشو گرفته بود و چون کار رو تموم شده می دونست با ساده دلی تمام همه چیزو به یکی از دوستانش گفته بود، اما در برابر منی که محرم همه اسرارش بودم هنوزم نم پس نمی داد.به خیال خودش می خواست غافلگیرم کنه . منم در حال مقدمه چینی برای مادر بودم که ناگهان امیر به هم ریخت . امیر همیشه مهربان ، عصبی ومنزوی شده بود. کارش به جایی رسیده بود که بدون قرص های آرام بخش نمی خوابید. اونقدرالتماسش کردم تا بالاخره علت ناراحتیشو به من گفت . دوست بی وجدانش با اینکه از ماجرا خبرداشت به خواستگاری اون دختر رفته بود و بعدهم خیلی زود با هم ازدواج کرده بودن . بعدها ازطریق یکی از دوستای مشترکشون فهمیدم که امیربا محبوبیتش بد جوری چشمای اونو کور کرده بود. امیر مهربان ، متواضع و فوق العاده با استعدادبود. هر کدوم از اینا به تنهایی کافی بودن که حسادت بیمار گونه اونو تحریک کنه . البته امیراین طوری فکر نمی کرد، اما دیگه تحمل موندن توی این شهرو نداشت . برای طرحش به جنوب رفت و دیگه برنگشت . هنوزم ازدواج نکرده ونمی خواد زیر بار بره .
رویا همچنان حرف می زد و من قلبم تیرمی کشید. از او خواستم با امیر که برای انجام کارهای رویا به دادگاه رفته بود تماس بگیرد ولااقل اسم آن نامرد را از او بپرسد. گوشی را که گذاشتم دستانم را روی شقیقه هایم گذاشتم .نیروی عجیبی وادارم کرد که باز هم به گذشته برگردم . به روزهای آشنایی ام با حمید، چه روزهایی بودند. حیران و درمانده بودم ونمی دانستم سرچشمه آن همه شیدایی و شیفتگی حمید از کجا بود. اما مهم نبود، چیزی که مهم بودعشق ناب و خالصانه اش به من بود و تلاش فراوانی که برای رسیدن به من کرد. بالاخره از میان همه خواستگارانم حمید فاتح دروازه قلبم شد.همسرش شدم و او همه چیز من شد. مایه فخر ومباهاتم ، مایه آرامش و شادی ام . اما دیری نپاییدکه همه شادی ام پر کشید و رفت . همه آن عشق ومحبت رنگ باخت و جایش را به حسرتی بزرگ داد و اینک بعد از گذشت سال های سال ، قاب عکسش رو به رویم بود و به من دهن کجی می کرد.چقدر دلم می خواست حدسم اشتباه بوده باشد.از شدت سر درد به حال مرگ افتاده بودم .می خواستم از عجز فریاد بزنم که رویا زنگ زد،آنقدر گیج بود که نای حرف زدن نداشت . هنوزدر باورش نمی گنجید دختری که برادر عزیزش سال ها پیش دل در گرویش نهاده اینک هووی خودش باشد. تصورش نیز برایش سنگین بود. امامن مثل آدم های مسخ شده دیگر به هیچ چیزنمی اندیشیدم میوه کال اعتمادم افتاده و از دست رفته بود و اینک من بودم و برهوتی از تردید وتنهایی .


کلمات کلیدی: داستان کوتاه
 
حنا رنگ موی طبیعی و پر خاصیت
ساعت ۱:۳٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ مهر ۱۳۸٧  

یکی از مهمترین مزایای استفاده از رنگ موهای طبیعی، مانند حنا، اطمینان کامل از بی خطر بودن آنها برای پوست سر و مو و ساختار آنها می باشد.حنا معروفترین رنگ موی طبیعی می باشد که به راحتی قابل دسترس و استفاده است. این ماده موها را نرم کرده و التهابات پوستی را کاهش می دهد. از قدرت حفاظت و ترمیم بالایی نیز برخوردار است.




در واقع، حنا به کورتکس مو نفوذ نکرده و به کوتیکول نیز آسیب نمی رساند. این ماده محورهای مو را پوشش داده و در حقیقت به عنوان یک محافظ عمل می کند. استفاده از رنگ موی حنا باعث ضخیم تر شدن موها شده و آنها را درخشان می کند.


اگر شما رشته های کمی از موی سفید دارید، احتیاجی نیست که از رنگ موهای شیمیایی استفاده کنید، رنگ موی حنا به طور موثری قادر به پوشش این سفیدی ها می باشد. سوالی که بسیار پرسیده می شود این است که حنا باعث قرمزی موها می شود. جواب اینست که موهای تیره قرمز نمی شوند، در واقع حنا آنها را براق و روشن می کند.



حنا به کورتکس مو نفوذ نکرده و به کوتیکول نیز آسیب نمی رساند.



اگر قهوه یا کاد هندی به خمیر حنا اضافه کنید، رشته های سفید رنگ مو قهوه ای تیره شده و رشته های تیره رنگ، با رنگ قهوه ای ترکیب شده و پنهان می گردند.



پودرهای حنا با مواد دیگری مانند سرمه، وسمه، آملا (amla) و چیزهای دیگر قابل ترکیب هستند تا نه تنها رنگ مورد دلخواه را بدهند، بلکه خواص درمانی و مفید حنا بر روی پوست و مو را افزایش دهند.


در حقیقت استفاده منظم از این محصولات باعث کند شدن سرعت رشد موهای سفید می شود. کسانی که عادت به استفاده از رنگ موهای شیمیایی را دارند، با این قبیل آماده سازی مو می توانند حفاظت و بهبود بافت و ظاهر موها را تضمین کنند.


یکی از مهمترین ارکان مراقبت آرایشی اجتناب از اثرات زیان آور کاربرد روش های متعدد درمانی و زیبایی است. بعضی از این روشها می توانند نتایج خطرناکی برجای بگذارند و شما مجبورید زمان، هزینه و تلاش زیادی برای بدست آوردن آنچه از دست داده اید صرف کنید. در بسیاری از مواقع آسیب ممکنست دائمی باشد. تا آنجا که می توانید از روشهای درمانی و زیبایی که باعث تخریب پوست و مو می شوند بپرهیزید.



در مصر و ایران باستان، وسمه با حنا ترکیب و به موها اضافه می شد. نتیجه این ترکیب موهایی با رنگ تیره و سایه آبی کم رنگ بود.


پوست گردو هم رنگ موها را قهوه ای می کند.
شستشو با چای باعث تغییر رنگ موها نمی شود اما هاله زیبایی بر روی آنها پدید می آورد.
ترکیب پودر کاد هندی و قهوه با خمیر حنا باعث ایجاد رنگی تیره تر از موهای طبیعی می گردد.


کلمات کلیدی: آرایش و زیبایی
 
ما قابیلیان!
ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ مهر ۱۳۸٧  

هرگز نشناختیم
هرگز نکاشتیم
هرگز نخندیدیم
هرگز نرفتیم،
جز با تزویر
جز علفهای هرز
جز رو به سوی مرگ
پشت به روشنی .


ماندیم
گریاندیم
ویران کردیم
در سیاهی و تباهی

ما
قابیلیان!





(2)
معلق میان زمین و آسمان
چنگ می زنم
بر هر خاشاک
که روییده بر خاک
تا فرو نغلتم.


کلمات کلیدی: شعر
 
تصاحب
ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ مهر ۱۳۸٧  

دو دانش جوی رشته ی دکترای کامپیوتر در خیابان هم دیگه رو می بینند . اولی متوجه می شه که دومی یک دوچرخه ی بسیار نو و شیک به همراه داره . می پرسه : هی! عجب دوچرخه ی قشنگی ! از کجا آوردی ش ؟

دومی جواب می ده : خب ... دی روز از کلاس که برگشتم دختر همسایه که اخیرا ملکه ی زیبایی شده با این دوچرخه اومد توی خونه ی ما ، خیلی هیجان زده و شاد دوید به طرف من و تمام لباس هاشو درآورد و به من گفت که «هر چی» دلم بخواد می تونم تصاحب کنم ...

اولی می گه : واقعا انتخاب خوبی کردی ، لباس هاش به دردت نمی خورد .


کلمات کلیدی: طنز